خرید بک لینک

درباره سایت

کافه شعر

امکانات وب

این اتاق لعنتی
دارد مَرا میبلعد
بیچاره نمیداند
خفه میشود
با این حجم از غم که
در گلویش خواهد ماند

  چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۳

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: جمعه 5 مرداد 1403 ساعت: 11:44

از هرچه بگذرم چَشمهای تو چیز دیگریستچگونه قبول کنم بَعدِ من سهم دیگریستبخدا این همه زیبایی در یک نفر اِنصاف نیستاصلا خودت بگو در حق دیگران اِجحاف نیست ؟در حسرت نداشتن چَشمهای تو باید گریستمن ماندم و پیچ و تاب مویی که دگر نیستگشتم نبود، نگرد که شبیه خودت نیستبعد تو من میمانم و تویی که دیگر نیست   چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳         ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: جمعه 5 مرداد 1403 ساعت: 11:44

تو نباشی ... (لینک دانلود دکلمه)از همین میترسیدماز همینکه روزی میریاز همینکه مدام میگفتیهنوز پای آدم قبلی گیریتو نباشی من آشوبمتو نباشی نمیخندمروزها مثل کوه مُحکمشبهارو با خودم میجنگممن یه گوشهای آرومممن یه گوشهای دلگیرممن برای تو دلتنگممن برای تو میمیرمکاش تورو پاییز میدیدمعصر یک روز بارونیاِنقدر عاشقت میکردم ...که نتونی بری به آسونی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: يکشنبه 24 تير 1403 ساعت: 0:47

کاش زندانی میشد آغوش تو و من بدون اعتراض و تجدید نظرت حُکم اَبد میخوردم کاش ...

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 12:45

پیش از رفتن
باید یک روز تو را
از نگاهِ تمام شهر قرض بگیرم
از تمامِ خودت، تمامِ آدمها
حتی از آبیِ آسمان
و سیر نگاهت کنم
که شاید کمی
کمتر دلتنگی کنم !

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 12:45

از آن همه تو فقط نبودنت به من رسید

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 12:45

کُهنه غَم با غمِ جدید مَرهم میشود

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 19:58

اَبدی

کاش
زندانی میشد
آغوش تو
و من
بدون اعتراض
و تجدید نظرت
حُکم اَبد میخوردم
کاش ...

  چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳  

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1403 ساعت: 2:44

جانان کاش میشد تو را هم دوست داشت و هم داشت

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: سه شنبه 22 خرداد 1403 ساعت: 14:29

خدا نکند که به دَردِ من دُچار شوی
شبیه دلم سخت اَسیر و بیمار شوی

از آنکه دوست میداریش اِنکار شوی
خودت در غم خودت مُدام تِکرار شوی

جانان چرا دوست داری که مَحال شوی ؟
از پیش من بروی خواب و خیال شوی

برای همچو منی مثل یک دیوار شوی
از هرچه نیست و هست بیزار شوی


دکلمهی شعر

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: پنجشنبه 17 خرداد 1403 ساعت: 17:14

برای یکبار هم که شده
کاش تو بگویی
دلتنگ شدهای جانان
قول میدهم
خودم را به نشنیدن بزنم
فقط من میمانم و
دلی که غَنج میزند ...
و غروری که از تو
خط نمیاُفتد

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: پنجشنبه 17 خرداد 1403 ساعت: 17:14

جانان کمتر مرا زخم بزن اَندکی هم ... برای فردا بگذار قول میدهم تازهتر از امروز آمادهی زخم زدنهایت باشم

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: پنجشنبه 17 خرداد 1403 ساعت: 17:14

من
به خودم
تو را بدهکارم
جانان
اَدای دِین
مگر واجب نیست ؟

  شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ علی محمدی | 

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 13:33

خدا نکند که به دَردِ من دُچار شوی
شبیه دلم سخت اَسیر و بیمار شوی

از آنکه دوست میداریش اِنکار شوی
خودت در غم خودت مُدام تِکرار شوی

جانان
چرا دوست داری که مَحال شوی ؟
از پیش من بروی خواب و خیال شوی

برای همچو منی مثل یک دیوار شوی
از هرچه نیست و هست بیزار شوی


دکلمه ی شعر

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 13:33

یه حالی دارم این روزانمیفهمه، نمیبینه !چطور باید بگم تا کهنمونه حرف توی سینهپریشون حالیم کم نیس ؟نه این دل، دلِ آدم نیس !باید بازم گذاشت و رفتیواش، آروم، آروم، هیسهزاران سَر و سِر دارد دلمبا این همه اندوهچه حرفهایی، چه غمهاییتوی این دل شده انبوه ۱۴۰۳/۰۲/۱۴ به ساعت ۹ ق.ظ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: دوشنبه 24 ارديبهشت 1403 ساعت: 1:38

صفحه بندی